
مَنّا
چهارصد سال پس از ورود خانواده یعقوب به مصر، آن خانواده به قومی عظیم تبدیل شده بود.
آنان زمانی که به مصر آمدند، سرافراز، آزاد و خداترس بودند؛ اما زیر بردگی مصر بهطرزی بیرحمانه خرد و نابود شدند!
تنها عده کمی هنوز خالق را به یاد داشتند!
این همان قوم اسرائیل بود که خداوند بهوسیله موسی آنان را از بردگی آزاد کرد و به بیابان هدایت نمود.
در آنجا، خدا اصول شخصیت خویش را به آنان تعلیم میداد تا برای جهان آن زمان نوری باشند.
اندکی پس از آنکه بهگونهای معجزهآسا از دریای سرخ عبور کردند، شاهد معجزه تبدیل شدن آبهای تلخ مارّه به آب شیرین و قابل نوشیدن شدند. (خروج ۱۵:۲۲-۲۷)
اما آذوقهها رو به پایان بود.
و چون هنوز به قدرت خالق کاملاً اعتماد نداشتند، بر موسی و هارون شکایت و غرغر کردند.
پس خدا مَنّا را فرستاد؛ نانی که از آسمان فرو میریخت!
اما شرطی وجود داشت:
در پنج روز نخست هفته، آنان باید فقط به اندازه نیاز همان روز جمعآوری میکردند.
نباید چیزی برای روز بعد نگه میداشتند، زیرا فاسد میشد.
ولی در روز ششم، باید دو برابر جمع میکردند و بخشی را برای روز هفتم نگه میداشتند! (خروج ۱۶)
در طول چهل سال سرگردانی در بیابان، خالق بار دیگر تأکید کرد که روز هفتم هفته، سَبَت است؛ روزی که او در هفته آفرینش آن را جدا، مقدس و مبارک ساخته بود تا زمانی برای مشارکت با انسان باشد! (یوشع ۵:۱۲؛ پیدایش ۲:۳)
هنگامی که در این سبت در عبادت، ستایش و مشارکت حضور مییابیم، به یاد داشته باشیم که این روزی است که خدا برای آرامش ما برگزیده است!
!سبت مبارک
متن: آلیومار گابریل دا سیلوا
پروژه: سبت خداون
پروژه: سبت خداون

امید
خداوند برای نخستین پدر و مادر ما باغی آفرید: عدن!
در آنجا همهچیز کامل بود! خودِ آفریننده اعلام کرده بود:
«و خدا هر آنچه را ساخته بود نگریست، و اینک بسیار نیکو بود.» (پیدایش ۱:۳۱)
او همچنین روزی را برای مشارکت و رابطه با انسان جدا، مقدس و مبارک ساخت: روز هفتم هفته، سبت! (پیدایش ۲:۳)
در آن محیط کامل، فریبدهنده، دشمن خدا، وارد شد و حوا را فریب داد؛ و او نیز آدم را وسوسه کرد و آنها را به گناه کشاند!
آن فاجعه بزرگ که جدایی میان انسان و خدا را به وجود آورد! (اشعیا ۵۹:۲)
در نتیجه، انسان که از سرچشمه حیات جدا شده بود، محکوم به مرگ گردید! (رومیان ۶:۲۳)
در آن عصر، «هنگام وزیدن نسیم روز»، آدم و حوا صدای یهوه خدا را شنیدند که «در باغ میخرامید».
پس از ترس، خود را «در میان درختان باغ» پنهان کردند. (پیدایش ۳:۸)
اما آفریننده، در محبت و رحمت بیپایان خود، راهحلی داشت:
«و میان تو (فریبدهندهای که در مار پنهان شده بود) و زن (بشریت)، و میان نسل تو و نسل او دشمنی خواهم گذاشت. او سر تو را خواهد کوبید و تو پاشنه او را خواهی زد.» (پیدایش ۳:۱۵)
با وجود آن فاجعه، هنوز امید وجود داشت!
خبر خوشِ انجیل آغاز به آشکار شدن کرده بود!
نسلی خواهد آمد که بهای گناه را بپردازد و نجات را به «هر که به او ایمان آورد» عطا کند. (یوحنا ۳:۱۶)
!باشد که در این سبت، ستایش و عبادت ما بازتابدهنده این امید باش
سبت مبارك!
متن: آلیومار گابریل دا سیلوا
پروژه: سبت خداون
پروژه: سبت خداون

شنبه
هفتهٔ نخست تاریخ زمین به پایان نزدیک میشد. آسمان، روز و شب، رودها، دریاچهها، سبزهٔ سبز، درختان پُربرگ، حیوانات، پرندگان، خزندگان، ماهیان و انسان — همه چیز کامل بود! همه چیز «بسیار نیکو» بود! (پیدایش 1:31)
آنگاه خالق تصمیم گرفت یادبودی بیافریند تا آن هفتهٔ بهیادماندنی را تاجگذاری کرده و گرامی بدارد! نه یادبودی فیزیکی که به مکانی خاص محدود باشد، بلکه یادبودی در زمان! یادبودی که در همهٔ زمانها و در همهٔ مکانها حضور داشته باشد و هر هفته در دسترس همهٔ فرزندان او باشد!
خالق یک روز را جدا ساخت، روز هفتم هفته را، آن را برکت داد، مقدس گردانید و به انسان سپرد! (پیدایش 2:2-3) روزی برای جشن گرفتنِ وجود خودمان، جشن گرفتنِ آزادی، و جشن گرفتنِ استراحت! اما بیش از همه، روزی برای مشارکت و ارتباط انسان با خالق خویش! یادبودی برای گرامیداشت آفرینش.
بیایید از این روزِ مبارک که خالق عطا کرده است لذت ببریم! خالق خود را ستایش و عبادت کنیم! سبت مبارک!
متن: آلیومار گابریل دا سیلوا
پروژه: سبت خداون
پروژه: سبت خداون

